پارت سی و نهم :

هامین که می آید، تمام سعیم را می کنم تا متوجه خرابی حالم نشود اما انگار موفق نشده ام چرا که هامین مدام سوال پیچم می کند.
در حالی که مشغول جمع کردن میز شام هستیم و هامین هم کمکم می کند، می پرسد:
ـ امروز جلسه ی مشاوره ات با البرز خوب بود؟
کوتاه پاسخ می دهم:
ـ اوهوم.
هامین ظرف ها را از دستم می گیرد و داخل سینک می گذارد و بعد در حالی که به سینک تکیه داده است، با دقت نگاهم می کند.<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!