پارت صد و چهارده :

پندار با یه نگاه پر از ناامیدی نگاهم کرد و گفت:
«بد جا خراب کردی مهوا، بد جا…»
خندیدم، اما خنده‌م تلخ بود، پر از حرص و بغض. نمی‌دونستم چی باید بگم، فقط نزدیکش شدم و جیغ کشیدم:
«ببخش پندار… ببخش…»
ببخش که تا پای سنگسار رفتی،
ببخش که چاقو خوردی،
ببخش که عزیزت سکته کرد و رفت،
ببخش که قاتلشو پناه دادم،
ببخش که با عشقت، بی‌کسیت بازی کردم…
ببخش…
خیلی یÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • آتوسا

    0

    وایییی خدا چقدر هیجانی،دیاکو دیگه کیه!!!! عالی بود این پارت

    ۱ سال پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    دیاکو و دل‌آسا شخصیتای اصلی رمان بعدی هستن که اسمش از خاکستر تا بهشته 🥰

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️