گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت بیست و سوم :
اول به چهرهی پولاد نگاه کرد. دید که رنگ لبخند از لبهایش پریده و نگاهش خیره مانده.
رد نگاهش را گرفت. و ناگهان... جهان ایستاد.
وسط جمعیت، در آغوش نور نارنجی لایتها، ایستاده بود. کنارش مردی بود؛ بلندقامت، مو جوگندمی با کتوشلواری که همرنگ بود با لباس آن دختر... .
داشتند با کیوان خوشوبش میکردند. مرد دست کیوان را فشرده بود. ترنگ لبخند ملایمی زده بود... همانجا، سر میز، صدای ق
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بمیرم واسهش 💔💔
۴ هفته پیشاکرمحسنزاده
1اگه بزاری بخونم منم عاشق میشم
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😍😍
۱ ماه پیشHani
1برای یک لحظه جهان ایستاد❤️ 🩹
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
و خدا هم خندید
۱ ماه پیشAysan
0ترنگ چه ظلمی در حق مسیح کرد با این کارش🫠 امیدوارم مسیح بتونه با حنا هم هی این اتفاقات رو جبران کنه و بفهمه عشق واقعی چجوریه🙂 ↔️ (واسه خودم بریدم و دوختم😂)
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بریدن و دوختنی نابی بود خوشم اومد 😂🙏🏼
۳ ماه پیشنگار
0البته bara درسته، مخفف برر barar یا برادر ... کسره اشتباهه عزیزم ، اینکه کاش اشاره میکردین که رشت دریا نداره ، مثلا رستوران تو انزلیه در هر صورت عالیه قلمت عزیز دلم
۴ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
سلام نگار جان، خیلی ممنونم که نوضوع برر رو گفتید... حقیقتا من سرچ که کردم همچین برداشتی کردم که بَرَه درسته، حتما ار این به بعد تصحیح میکنم. 🙏🏼 بابت دریا هم فکر میکنم همه درجریان این موضوع هستن، برای همین اشارهای نکردم... 🤍
۴ ماه پیشزیتونک
0اون میتونست برای عمل داداشش ب مسیح و پولاد بگه پس اونم مقصره
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مقصر اصلی خودش بود
۵ ماه پیشمحیا
0وحشتناک بود برای این عاشق دل خسته
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عاشق دل شکسته...
۷ ماه پیشالناز
0و مسیحی که امشب ایستاده و با لبخندی به لب میمیمرد....💔💔💔
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
این مرد آن شب مرد...
۷ ماه پیشپریا
0آخی دلم برا مسیح وقلب شکسته ش سوخت
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🫠 هعی پریا جان هعی...
۷ ماه پیشهانا
1خودتو جمع کن مسیح.
۸ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای مسیح مسیح مسیححح
۸ ماه پیشFati
0آهنگش🥲🥲💔💔💔
۸ ماه پیشفخری
0آخی چقدر ناراحت شدم برای مسیح. ممنون از رمان خوبت نسترن جون خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار. پیشنهاد میکنم حتما این رمان زیبا و جذاب رو بخونید که ضرر میکنید ❤❤🌹🌹
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فدای مهربونی و دلتون بشم 🤍
۹ ماه پیشمریم
0وای از روزی که مرد بشکنه، اون هم بی صدا🥺🥺
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مردهای بیگناه داستان:)))
۱۱ ماه پیشاهو
1اهنگ که انتخاب کردی عالی بود وصفا حال الانش😔😔😔
۱ سال پیشزهرا z
0اخ از دل مسیح وبدتر از اون ترنگ ترنگ بیچاره چقدر غم انگیز
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
جفتشون عاشق اما زمانه نامرده:)
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0واقعا دلم کباب شد واسه مسیح با این صحنه واین آهنگ 💔