پارت بیست و دوم :

ترنگ زمزمه کرد:
- کجا لباسمو عوض کنم؟
مرد عقب رفت. خودش را روی تخت انداخت. حوله تا رانش بالا رفت. با دست، پشت سرش را تکیه داد به تاج چرمیِ تخت. پا روی پا انداخت.
- همین‌جا عزیزم!
خونسردی. ترنگ یک قدم به عقب رفت.
- ولی... .
مرد ابرو بالا انداخت. صدایش افتاد.
- ولی و اما نیار، ترنگم.
مکثی کرد.
- جلوی من لباستو عوض کن.
زبانش را با لذت روی لبش کشید.
- ما که با هم تع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    وااای عمووووو ، اصلا فکرشو نمیکردم کامران انقدر سنش بالا باشه😂

    ۵ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂💔 من توی فرهنگ لغتم پسرای خوشگل و تمیز کامران نامیده می‌شن. ولی با این کار گند زدم به تصورات خودم... خودآزار ی به سبک مثل من 😂

    ۵ ماه پیش
  • الناز

    0

    عموی کیواااااانننننن میگن طرف صاحب باغه همینه هااااا پولدار بی شرف:- کامران

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حق تا ابد

    ۹ ماه پیش
  • فخری

    0

    ای وای چقدر بد شد بیچاره مسیح.سپاس فراوان نسترن جون خدا قوت عزیزم عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا 🙏🏻❤🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نگاهتون درد نکنه ممنونم از،وقتی که گذاشتید

    ۱۱ ماه پیش
  • bi bi

    1

    شتتتتتتتت انتظارش رو داشتم ولی خیلی شکه شدممم وایییی🙊

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عالیه همینووو میخواستممم 😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    0

    گفتم بلاخره مسیح هم شکست با دیدن ترنگ

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    هعی...

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم

    0

    این مهمونیهای تو رمانها همیشه دردسرسازن، و امان از وقتی که دوست داری پنهون بمونی، همیشه کار برعکس میشه و دیده میشی🤦 طفلک مسیح و ترنگ!

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آخ آخ واقعا‌همینه. همیشه کارها برعکسه و دقیقا همونجا که میخوای سریع تمومش کنی همه چیز پیچیده میشه

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    اوه مای گاد😵 💫😵 💫😵 💫😵 💫

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    پولادنبایداینکاربامسیح میکردبجوری مسکنه🙏💔

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پولاد چیکار کرد مگهه؟

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    واای نسترن جون تا شنبه چیکار کنم جای حساسی تموم کردی ممنون از پارت گلم❤️

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ترنم جون ساعت ۰۰۰۰ منتظرم باااش

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    وااااااااااای نسترن عشقممممم چیکار کردی وااااای مسیح وااایییی خودااااا چیکارم کردی بقران قلبم اومد دهنم درست جایییی بود ک... تا فردا باید بمیرم زنده بشم یا خوداااااااا ترنگمممم خدیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چطوری بگم ک دارم میترکم برا مسیحم با ترنگی ک خبر نداشت مسیح پولاد خدااااا

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چووووون خیلی دوستتت دارممممممم دوازده‌ امشب ادامه‌شو میخونیم باهممممم

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    منم عشقم عاشقتم ببین من تا 12 نشده میمیرم فقط کی 12 شه خودااااااااااااااااااااا

    ۱ سال پیش
  • الی

    0

    پارت هدیه نداریم😭 وایی تا فردا چطور صبر کنم

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    دارییییممممم ساعت ۰۰۰۰ 😁😁😁

    ۱ سال پیش
  • الی

    0

    وایی یعنی ترنگ بود😢 مسیح بیچاره حس میکردم اینجا باهم روبرو خواهند شد

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بیا امید داشته باشیم که ترنگ نیستتت 😭 فکرکنم اگر مسیح ببینش سکته رو بزنههه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️