گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت بیست و یک :
ـ اینو نمیگیری؟ دستم سوخت خب!
حنا با دستهایی که کمی میلرزید، لیوان را گرفت. صدای داغ مایع داخل آن در گوشش پیچید و بویش، با تمام خاطرات مشترک، پناهگاهی شد برای بغضی که مدتها پنهان مانده بود.
مازیار کنارش نشست. انگار نه انگار سالها گذشته. فقط موهایش حالا کمی مرتبتر بود، نگاهش جدیتر، و سکوتش پرمفهومتر. پا روی پا انداخت، دستها را روی زانو گذاشت، و به حنا نگاه کرد که جرع
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
قربونت برم شیدای عزیزم 🥹🥹🫶🏼
۴ هفته پیشاکرمحسنزاده
0چی بگم اخه
۱ ماه پیشمحیا
0وای ترنگ بیچاره چی میکشه از دست این عوضی خیلی براش ناراحتم
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😑😑 کامران واقعا عذاب الهیه
۷ ماه پیشالناز
1به جوننن خودم اینا باهم ازدواج کردن😭😭😭چرا نمیتونم ثابت کنمممم😭😭😭😣😣😣😣😣😣😣😣💔💔💔💔💔
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خودم ثابت کردم خیالت تخت 😂
۷ ماه پیشbi bi
0نهههه بیچاره مسیح اگه بفهمه دق میکنه🥲💔
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هعیی
۹ ماه پیشراز
0ووای فک کنم مسیح ترنگ رو تو مهمونی با اون ببینه
۱۰ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای افرییینن
۹ ماه پیشاکرم بانو
0نکنه میرن همون مهمونی مسیح و پولاد
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
هیییی
۱۱ ماه پیشفخری
0هم خوش قلم هستی هم خوش سلیقه نسترن جون آهنگهایی که میزاری خیلی عالیه❤❤😍😍
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
شما هم قلب منی عزیزمم
۱۲ ماه پیشزهرا z
0خدا لعنت کنه مردای هوس بازو
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آمیییینننن
۱ سال پیشMarzi
0زیبا و دلنشین🍒🍒🍒
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
دوست داشتنی 🤍
۱ سال پیشMarzi
0❤️❤️❤️🍒🍒🍒🎻🎻🎻
۱ سال پیشصفا
0نمیفهمم ترنگ الان با کامران ازدواج کرده؟؟
۱ سال پیشزهرا
0ن صفا جان ن ترنگو برا سواستفاده میخواتش همچنین ترنگ بخاطرر طوفان اینجوری تحمل کرده خودااااااااااااااااااایاااااااااااااااا
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
نه صفاجان، کامران یجوری ترنگ رو خریده
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
نه صفاجان، کامران یجوری ترنگ رو خریده
۱ سال پیشSolmaz
0عجب آهنگی... عجب آهنگیییی مختص حال ترنگ بمیرم براش:))))))))))))))
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
:) حیح
۱ سال پیشSolmaz
1یک چاقو به من بدین این کامران کثیفو قیمه قیمه کنم مگه میشه یک آدم انقد وقیح و نامرد باشه خب واااااااااااای
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣🤣 ادرس خونه شو نمیخوای؟
۱ سال پیشSolmaz
1مازیار چقدر حق میگه. هیچ جایی اون هوایی که توش با نفس کشیدن بزرگ شدی نمیشه که نمیشه... برای حنا خیلی خوشحالم که بالاخره یکیو پیدا کرد که کنارش باشه بدون قضاوت حس میکنم مازیار قراره حنا رو به خودش بیاره و بهش بگه که بی ارزش نیست
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای چقدر درست میگی منم امیدوارم مازیاز تا تهش سفید بمونه 🤍
۱ سال پیشالی
0ترنگ بیچاره😢 منتظر پارت بعدی هستم بی صبرانه
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
امشب ساعت ۰۰۰۰
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0خیلی قلم زیبا داری عزیزم با آهنگایی ک میزاری خییلی جذابتر میشه دستمریزاد😘🥰