پارت سی :

ـ نخیرم، مشکل اینجا که تو از قبل یه ندایی به من ندادی که آمادگی داشته باشم، تا دیروز مثل یوسف پیامبر از دستم فراری بودی، چی شده الان یهویی؟؟؟!
ـ داستان یوسف پیامبر و یادت اومده؟؟؟
ـ نخیر تو اینترنت خوندم، حاشیه ام نرو لطفا.
ـ خودمم نمی دونم. امشب با اون لباس و آرایش رفتی دوشادوش هم رقصیدیم خیلی برام خواستنی شدی.
پتوی دورم را کمی شل می کنم و با ذوق می پرسم.
ـ یعنی امشب خیل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!