پارت سیزده :

حالا کاملا حواسم از ماهی قرمز ها پرت شده و غرق لذت بردن از دستی که به دور کمرم هست، می شوم و زیر پوستی از دست هامین هم عصبانی می شوم که چرا از این حرکت ها وقتی در خانه هستیم، انجام نمی دهد.
ـ می خوای ماهی و هفت سین بخریم؟
منی که یک جای دیگر سیر می کنم با این حرف هامین به خودم می آیم.
ـ هان؟؟؟
دستی که دور کمرم را گرفته بود را از دورم بر می دارد و به بساط اشاره می کند.
ـ چیزی دلت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!