ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت صد و دوازده :
بر خلاف خواسته قلبیم، به کوهیار گفتم که نمیخوام راجع به این موضوع صحبت کنم. باهاش قرار گذاشتم داخل دفترش تا تکلیف کارم رو مشخص کنم. حقیقت اینه که در اون لحظه، نمیخواستم احساساتم رو بیشتر از این به اشتراک بذارم، ولی از طرفی در دلم یه دنیای پر از سوال و شک داشتم. همونطور که داشتم تماس رو قطع میکردم، حس کردم که نمیتونم اون چیزی که باید رو نگه دارم. ازش خواهش کردم که هیچکس رو از این موØ
لطفا صبر کنید...

الناز
0اون موقع کع باید حرف میزدی نزدی الان مهوا میگه دیر اومدی خیلی دیره جای دیگه دل اسیره حرفای قشنگت اصلا توی گوش دل نمیرههه😂😂😂😂