پارت هفده :

آتش یک قدم نزدیک‌تر شد. دستمال را که حالا لکه‌ی کوچکی از خون من روی آن نقش بسته بود، به آرامی از میان انگشتان بی‌حس‌شده‌ام گرفت. نگاهش را به رد خون روی تصویر صورتم دوخت. لبخندی سرد و رضایت‌بخش، برای اولین بار، گوشه‌ی لبش را کج کرد.
_ ببین... شد یه اثر هنری زنده.
چشمانش را بالا آورد و به انگشت خون‌آلود من خیره شد. برقی عجیب و تاریک در نگاهش درخشید. برقی که هم هنرمندانه بود و هم شکاØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هستی

    2

    Welcome to my darkside 🖤

    ۸ ماه پیش
  • هانیه

    0

    جذامی چیع حالااا

    ۸ ماه پیش
  • دنیز؛

    0

    تو اون اتاق چیه اخه هی آذرخش نمیزاره نورا بره

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    2

    الان چی دقیقا خیلی زوده ؟

    ۱ سال پیش
  • ماری

    2

    عجب پارت شگفت انگیزی✨🌱⭐

    ۱ سال پیش
  • الا فن

    6

    قبرستان زنده ها منظورشون همون جذامی ها هستن؟ 💀 شاید پشت در کسایی بودن که جذام گرفتن! همون خبرنگار ها و یه جورایی اونجا زندانی شدن

    ۱ سال پیش
  • اسما

    4

    تروخدا آنقدر دارکش نکنید دارم سکته میکنم یعنی چی جذامی 😨😨😨😨نکنه نورا مبتلا بشه وای من دیگه مغزم نمیکشه

    ۱ سال پیش
  • اسما

    2

    اینجا قلبم وایساده 🤯🤯🤯🤯آخه اذرخششششش چیکار داری وقتی گفت راز خوشحال شدم تو چرا مزاحم میشی مزاحم 😡همش مزاحمت ایجاد می کنه ولی از برق نگاه آتش خیلی ترسیدم حس کردم آتش اگه بخواد می تونه خیلی خطرناک بشه 😨😨😨😨

    ۱ سال پیش
  • Nikii

    6

    دستمال رو گذاشت نزدیک قلبش😭🫠🩵

    ۱ سال پیش
  • مهسا

    11

    چرا حس میکنم ادم امن این داستان آتش هست

    ۱ سال پیش
  • نگین

    7

    این رنگ زیباترین قرمز دنیاستت😫❤️

    ۱ سال پیش
  • نگین

    2

    یعنی پشت اون در چه چیزی در انتظار نورا است؟!🥶

    ۱ سال پیش
  • الا

    3

    پارت خیلی جذابی بود💖 ممنون از ساناز عزیز

    ۱ سال پیش
  • الا فن

    3

    پشت اون در دقیقا همون چیزی پنهان شده که این دو تا برادر سعی میکنن پنهانش کنن و حتی ماحی!

    ۱ سال پیش
  • الا فن

    2

    مطمئن نیستم آتش میخواسته ببرتش اونجا که واقعا رازی رو نشونش بده یا بلایی سرش بیاره👀

    ۱ سال پیش
  • الا فن

    2

    آینه ی سیاه قراره کتاب مورد علاقه ام باشه 💖

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️