آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت شانزده :
طوفان، همانطور که ناگهانی آمده بود، ناگهانی هم تمام شد. باد، دست از زوزه کشیدن برداشت و سکوت، سنگینتر و خفهکنندهتر از خود طوفان، بر عمارت نشست. آذرخش در پناهگاه را باز کرد. نوری غبارآلود و زرد به داخل خزید و من به سرفه افتادم.
وقتی بیرون آمدیم، دنیا رنگ دیگری به خود گرفته بود. همه چیز زیر لایهی نازکی از شنِ نرم و طلایی دفن شده بود. خدمتکاران، بیصدا و با حرکاتی تمرینشده و مک
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
هستی
0آهنگ کاملا وایب آتش رو میده Meet my monster ❤️ 🔥
۶ ماه پیشArezoo
0اسم آهنگ و کسی نمیدونه؟خانم لرکی عزیز اسم آهنگ چیه؟
۶ ماه پیشهستی
0فکر میکنم اسمش freak show باشه
۶ ماه پیشدنیز؛
1انتظار نداشتم نقاشیشو بکشه واییی🥲
۶ ماه پیشZahra
6آخی نقاشیش رو کشیده🤌🏻🫠
۱۲ ماه پیشدختری از افسانه ها
5قیافه ی آتش بعد حرفت: ایا من برای شما یک لطیفه هستم؟
۸ ماه پیشهستی
1آتش منو یاد یکی که میشناسم میندازه اون هم با خون خودش به نقاشی هاش حالت میده🖤🩸
۱۰ ماه پیشاسما
2هر لحظه بیشتر از آتش میترسم 🤯
۱۱ ماه پیشیاس
7یعنی نمیتونم بگم آره این رمان سیاهه، صورتیه، آبیه، قرمزه...انگار همشون هست و این جادوی هنر نویسنده رو نشون میده 🔮☪
۱۲ ماه پیشیاس
3اسمش " آینه ی سیاه " ولی وایب سیاه نمیگیرم ازش! یعنی خیلی دارک و معماهای عجیب داره ولی همش شبیه این پنجره های قدیمی معماری ایرانی که چند رنگن...حس میکنم این شکلیه و هزاران رنگ و حس مختلف ازش دریافت میکنم
۱۲ ماه پیشیاس
0موهای فرفری نورا رو داشت یادم میرفت✨
۱۲ ماه پیشیاس
7نقاشی که با خون نقاشی میکشه! جنون آمیزتر از اینم هست؟
۱۲ ماه پیشیاس
1آهنگ پارت ها...این آهنگ دیگه منو یاد آینه ی سیاه میندازه تا ابد😂
۱۲ ماه پیشیاس
1خیلی خوب بود عالی💕
۱۲ ماه پیشیاس
2اسمش عمارت سیاهه ولی بیشتر طلایی و شن زاره✨
۱۲ ماه پیشHelia
0آتش درگیر نورا شدی داداش
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Negar
1من چون خودم نقاشی دوست دارم و کار میکنم این رمان واسم خیلی قشنگه