پارت یازده :

کارم که تمام می شود با هامین به طبقه ی پایین می روم و شام می خوریم، خبری از ملیحه خانم نیست، گویا از وقتی فهمیده است، هامین واقعیت را به من گفته است، اکثرا به خانه باغش در شمال می رود تا چشمش به چشم من نیوفتد.
البته خودش خبر نداشت که با این کارش چه لطفی در حق من کرده است.
فردای آن روز هم به ادامه ی خانه تکانی ها رسیدم و حمام و دستشویی را اساسی تمیز کردم و بعد مشغول تماشای یکی از فیلم ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!