پارت صد و هشتم :
جواد دستانش را روی میز گذاشت و رو به نهال لب گشود:
- باید این رو باور کنی که زجر کشیدن تو برای هیچ کدوم از اون آدمها اهمیتی نداره... میخوای چی رو ثابت کنی؟ این که دریا به ناحق کشته شده؟ اون هم به کسانی که همه چیز رو به خطای اون دختر ربط میدن؟
هیراد با جدیت به صندلی تکیه داد و با صدایی خونسرد گفت:
- آدمها، قصهی تو رو هر طور که خودشون بخوان قضاوت میکنند... و تو هیچ اختیاری برای Ø

لطفا صبر کنید...

دلارام
1عشق بین نهال و هیراد رو دوست دارم ، توروخدا به برسونشون ، مرسی رفیق❤️