پارت پانزده :

صدای پارس کردن سگی از دور دست نگاه ترنگ را به خود کشید:
- دارم می‌گم که نمی‌دونم.
مسیح هردو ابرو را بالا انداخت. لبخند محوی زد.
- یعنی این‌همه سال تمرین، این‌همه رؤیا، فقط شد یه جملهٔ نمی‌دونم؟
ترنگ با حالتی دفاعی دست به سینه شد. نگاهی کوتاه به مسیح انداخت، بعد دوباره از او روی برگرداند.
- تو هیچی نمی‌فهمی مسیح!
- نه ترنگ اشتباه نکن، من میفهمم ولی تو قابل نمیدونی و ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    چرا آدما یاد نمیگیرن با حرف زدن مشکلاتشون رو حل بکنن🥲

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    اگر آدما از حرف زدن فراری نبودن خیلی چیزا الان قشنگ تر می‌بود:)

    ۲ ماه پیش
  • الناز

    0

    گاهی حال حنا رو میفهمم گاهی مسیحو درک میکنم من شدید بین این دو در نوسانم

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    زندگی همینه الناز

    ۶ ماه پیش
  • الناز

    0

    منم مثه مسیح تک فرزندم و پدر مادر پایه و رفیقی دارم ولی گاهی آدم با همه تنهاییش بازم میخواد تنها باشه نه این که نا شکری کنه به بودن پدر مادر کنارش ولی گاهی حتی بودن اونام کنارت حتی حرفای دلگرم کننده اشونم حالتو خوب نمیکنه و میگی دوسم دارن بفکرمن آره ولی الان فقط تنهایی میخوام و من الان تو اون حالم

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    توی این موقع بیرون بودن خیلی بهت کمک میکنه... بری توی کافه، ایستگاه اتوبوس، اتوبوس یا حتی پله‌های خونه‌ها بشینی و فقط فکر کنی و فکر

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    تا اینجا که خوندم میخوام نظر واقعیمو بگم: واقعا رمان جذاب و تو برویی هستش.. اینهمه توجه به جزئیات واقعا قشنگه برای منی که از رمان هایی که توشون به جزئیات پرداخته میشه، خوشم نمیاد.. اوایل خیلی با اشتیاق رمان رو نمیخوندم ولی الان عاشقش شدم..🫠💘💘ولی یک چیزی رو من هنوز نفهمیدم..

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای عزیزدلم 🥹🥹🥹 ممنونم که انقدر عشق به من دادی خب 🤍 دوستت دارم ضحی عزیز، امیدوارم تا آخر داستان پیش خودمون داشته باشیمت 🫂 سوالت چیه قشنگم؟

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    الان دقیقا رابطه ی پولاد و پونه رو با مسیح رو نفهمیدم

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ضحی جان پولاد رفیق صمیمی مثل برادر برای مسیح هست و پونه هم خواهر پولاد

    ۶ ماه پیش
  • راز

    0

    چرا این رمان انقده قشنگ و روان و درامه

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چرا شما انقدر قشنگی:)))

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    نگفتم همه ی شخصیت ها کراشن...بابای مسیح پلیز😍😍😍

    ۱۰ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بابای مسیح عشق تیم مااا

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    0

    نسترن جون دستت طلا با این رومانت خیلی خوبه خسته نباشی عزیزم قلمت مانا❤❤🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    باعث افتخار منه که دوست داشتید ❤

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    خوبه که باباش اومد و حالشو پرسید

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خیلی باباش مهربونه... حالا بذار بریم جلوتررر

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    چهه خوب😄🤍👍🏻بابای مهربون

    ۱ سال پیش
  • آوا

    1

    دست مریزاد خانم جوانمرد 🛐🌸🤍

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😍😍❤

    ۱ سال پیش
  • آوا

    0

    چه مادر و پدر نازی داری مسیح..🥹

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عشق و حاللللل

    ۱ سال پیش
  • آوا

    0

    انقدر زیبا مینویسی آدم ها فکر میکنه لا به لای قصه داره راه می ره 🌸☀️

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    انقدر قشنگ لطف داری انگار دارم لا به لای قشنگیات گم میشم ❤

    ۱ سال پیش
  • آوا

    0

    مسیح بیچاره

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    0

    هییی ترنگگگ هییییی داری گند میزنی به همه چیز مثل آدم بگو مشکل چیه مسیح قول میده حلش کنههههه شما دوتا با هم قشنگین تورووخدا گند نزن به این رابطه 😪😪😪😪😪😪

    ۱ سال پیش
  • Solmaz

    0

    دانلود بابای مسیح ++++++

    ۱ سال پیش
  • مرم بانو

    0

    یعنی... یکی از واقعی ترین رمانای زندگیمه... کاش زودتر میخوندمش. یک ساعت وقت گذاشتم حال اندازه هزارسال دلم میخواد زودتر ساعت بگذره و قسمت جدید بخونم:)))) مگر میشه؟ خدا انگشتاتو برات نگه داره دختر... وای وای وای...

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    قربونت برم من، چقدر قلب قسنگی داری شما 😍❤

    ۱ سال پیش
کپی شد!