پارت صد و بیست و هفتم :

فصل سرما برگ جهان خلوت بود اما از دوهفته بعد که سال جدید شروع می‌شد، تعطیلات عید و زیبایی فصل بهار مسافران زیادی را به آن‌جا می-کشاند.
بهار و سهیل آن شب را در خانه‌ی بومگردی گلرخ، کنار مصطفی ماندند و صبح روز بعد، راهی تهران شدند. جمعه بود اما شلوغی روزهای پایانی سال باعث می‌شد خیابان‌ها مثل ایام عادی پرتردد باشند. سهیل هم به عمد مسیرهای شلوغ‌تری را انتخاب می‌کرد تا دیرتر به مقصد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️