پارت هفتاد و هشتم :

فصل دوم: «رویارویی آتش با سرنوشت»

رامدخت ورهرام؛ چشمانش را بسته و طوری با آرامش در خواب نفس می‌کشید گویا در بیداری هیچ اتفاقی نیفتاده بود. این حال آرامش رازان را آرام‌تر می‌کرد، او که کنار ایرج ایستاده و از پشت شیشه‌ی اتاق به چهره‌ی غرق خواب رامی چشم دوخته و دلش از دیدن بخیه‌ها و بریدگی‌های نیمه‌ی صورت او فشرده شده بود. ایرج که مانند همیشه از چهره‌اش خونسردی و بی‌حسی می‌بØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا-

    0

    چقدر منتظر برملا شدن اینهمه ابهام و سوالم...

    ۸ ماه پیش
  • چرا من از ایرج

    0

    خوشم میاد؟🤔

    ۹ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    وایییی چقد دلم برای بامداد سوخت رامی ام گناه دارههه ممنون نویسنده بخاطر رمان زیبات 🩷💞

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    همشون به نوعی گیر ناجوریِ بدی افتادن

    ۹ ماه پیش
  • فن دیوانه

    0

    ابراز غم ازاده بیا باهم ابراز غم کنیم تاحالا یه رمان انقدر منو جذب نکرده که این رمان کرد

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    بیچاره بامداد که نمیتونه ناراحتی برای خواهرش رو ابراز کنه🥲💜

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خیلی سخته همچین ناراحتی‌هایی رو مجبور باشی مثل راز مخفی کنی

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    بیچاره رامی...بیچاره بامداد🫠کنجکاوم بدونم داشت به چی فکر میکرد که اینجور شد

    ۱ سال پیش
  • راز

    2

    دلم تو این رمان بیشتر برا بامداد میسوزه ک حتی نزدیک شدن ب عزیزش براشون خطر داره

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    رنج‌های بامداد تمومی نداره، خیلی مظلومه این مرد💔

    ۱ سال پیش
  • Fatemeh

    1

    بی صبرانه منتظر باز شدن گره های داستانم قلم خیلی خوب و گیرایی دارید خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قصه‌ی طولانی‌ای داریم، از همراهی و نظر ارزشمندتون ممنون زیبا🫶🏼

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️