پارت نود و ششم :

به زحمت در خانه را با آرنج دست راستش باز کرد و درحالی که کیسه‌های خریدش را روی کانتر آشپزخانه قرار می‌داد، صدا زد:
_ عمه؟ کجایی پس تابان خانم؟ شب شد که!
عمه هن‌هن کنان از اتاقش خارج شد و گفت:
_ چه خبرته خونه رو گذاشتی رو سرت بچه؟ دو دقیقه رفتم قرصمو بخورم!
سهیل نگاه عاشقانه‌ای نثار هیکل نحیف عمه‌ش کرد و با شیطنتی که محض حفظ روحیه تابان به کار می‌برد گفت:
_ به‌به، چه عرو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!