پارت چهل و دوم :
رضا دیگر به خانه نیامد و روزها مثل هم شروع به آمدن و رفتن کردند. به مدرسه میروم و سعی میکنم در مقابل بیادبیهای گل ناز بی اهمیت باشم. این چند روز که از رفتن رضا گذشته است، گل ناز به کلاس میآید و هر بار شری به پا میکند. در جواب تمام کارهایش سعی میکنم که خونسردی در رفتارم داشته باشم چون با دیدن چهره خونسردم گل ناز بیشتر حرص میخورد.
امروز چهار شنبه است و فردا قرار
لطفا صبر کنید...
