پارت پنجاه و نهم :
آرامتر که شد، آراس زیر گوشش زمزمه کرد: کجا میخوای بری؟ برگردیم خونه یا...
دلنیا تکانی خورد و از آغوش آراس بیرون آمد.
- باید برم پیش سمیه خانم.
نگاه دیگری به خاک روژدا انداخت و آهی کشید.
- سامران چی میشه؟
آراس اخمی کرد.
- سامران کیه؟
اخمهای دلنیا در هم رفت و با یادآوری کاری که با روژدا کرده بود تمام وجودش را خشم گرفت.
- شوهر روژدا...
حتی دوست نداشت او را با
لطفا صبر کنید...

ملودی
3واقعا کارزن رو تحسین میکنم بابای خودمم اینطوریه نه کامل مثه کارزن ولی اینطوریه کاررن رو خیلی دوست دارم