پارت پنجاه و نهم :

آرام‌تر که شد، آراس زیر گوشش زمزمه کرد: کجا می‌خوای بری؟ برگردیم خونه یا...
دلنیا تکانی خورد و از آغوش آراس بیرون آمد.
- باید برم پیش سمیه خانم.
نگاه دیگری به خاک روژدا انداخت و آهی کشید.
- سامران چی می‌شه؟
آراس اخمی کرد.
- سامران کیه؟
اخم‌های دلنیا در هم رفت و با یادآوری کاری که با روژدا کرده بود تمام وجودش را خشم گرفت.
- شوهر روژدا...
حتی دوست نداشت او را با

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دلنیا در رمان شروانو (شَروانو) دلنیا
تصویر شخصیت آراس در رمان شروانو (شَروانو) آراس
آخرین نظرات ارسال شده
  • ملودی

    3

    واقعا کارزن رو تحسین میکنم بابای خودمم اینطوریه نه کامل مثه کارزن ولی اینطوریه کاررن رو خیلی دوست دارم

    ۱ سال پیش
  • ص

    1

    🥰🥰😍😍👏👏👏👏👏👌👌👌

    ۱ سال پیش
  • نفیسه

    0

    عالی بود

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    ممنون بابت پارت امیدوارم ادامه داشته باشه

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️