پارت هفتاد و یک :
فصل بیست
وقتی با یک بسم الله وارد عمارت شدند، پرتو سعی کرد بهترین بازیگری عمرش را اجرا کند. خوشرو با همه احوال پرسی کرد و خودش را ذوق زده نشان داد، از همان اول راهرو عطیه به پیشواز آمده بود تا تازه عروسش را به داخل عمارتش هدایت کند. عطیه صمیمیانه پرتو را کنار خود نگه داشت و به سمت شاه نشینی رفتند. مبل های مجلل کلاسیک سبز و زرشکی توجه پرتو را حسابی جلب کرد. یک حس شاهانه و در عین حال
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
این نشون میده ذهن بازی داری♥️
۲ ماه پیشزیبا
0یه سوال الان به کل آوید چهارتا داداش داره؟ و این سینا از اون کم سناست ؟منظورم نوجوونه ؟ بیشتر از اراد به سینا میخوره که بچه اخر باشه اگه سینا هم مثل آوید بوداا احتمال میدم که اخر سر این وسطم شاهد یه عشق مثلثی بشیم🤣🤦🏻 ♀️
۲ ماه پیشمحیا
1دم اوید گرم با این دست ودلبازیش عالی بود ممنون
۹ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
🌱💙قربانت
۹ ماه پیشرازیل
1قلمتون مانا ❤️❤️
۹ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنون دوست عزیز
۹ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات
۹ ماه پیشساناز
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
پس حس ششم خوبی داری
۹ ماه پیشملیسا
1پروردگارا لطفا همسری مثل آورد نصیبم کن ، اخلاقش مهم نیست فقط برام کتاب بخره😭😂💔
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
کتابش و منم میخواااااام
۱۰ ماه پیشارسنا
3این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت عزیز ترکیب قلم من و زهرای عزیز باعث شده این اثر اینقدر روان باشه. ای کاش واقعا
۱۰ ماه پیشاسرا
0اوچی گفتی الان به آویدبرمی خوره یاعسل یه تیکه می پرونه🙏
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به اوید بربخوره مگه مهمه
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
با وحید و زنش اصلا حال نمی کنم.
۱۰ ماه پیشAlireza
1آفرین آوید همینطور ادامه بده قدم های خوبی برا پرتو بردار خوشم اومد
۱۲ ماه پیشFffff
1اضافه کردن کارکتر جدید جالب بود هرچند زیاد تعلیق نداشت و با گفتن اسمش و اینکه برای پرتو اشناهست لو رفت
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
صرفا یه استرس کوچولو. هیجان اصلی توی پارت بعدی هست.
۱ سال پیشآمنه
0نویسنده جون من فکر کنم سینا از قبل ممکنه بیشتر از اون یکبار دیده باشه وممکنه از قبل حتی به پرتو علاقه داشته وحالا شوکه شده و اینکار اوید بهونه خوبی براش شد که بره توی اتاق تا حداقل اونجا ناراحتی خودش رو تخلیه کنه
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
فکر نکنم، یعنی خب اگر دیده بودن می گفتن دیگه
۱ سال پیشفاطمه زهرا
0شتت میدونستمم سیناا داداش اویدههه،وای فکر کنم سینا همه چیوو خراب کنهههه
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
حس ششمت خیلی خوب کار می کنه ها
۱ سال پیشمیم
0همون یا.... ، شخصیت سینا جالبه بقیه داداشا که تقریبا خنثی هستن 🙏
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
تازه داریم باهاشون اشنا میشیم.
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زیبا
1وایی قشنگ یه حسی بهم میگفت که این سینا یکی از داداشای آوید در میاداا حتی میخواستم نظرمو به اشتراک بزارم تو پارتای قبل اما نمیدونم چرا نگفتم یا شایدم گفتم دقیق نمیدونم حالا اینا به کنار جالبیش اینه که حتی یه جوراییم با خودم این پارتو تصویر کرده بودمم باورم نمیشه تصوراتم درست در اومد 😂🤣😅