پارت صد و نهم :

نورِ صبح بی‌دعوت، پاشید روی صورتم. ساعت حدود هفت بود. چشم‌هام رو باز کردم، اما حالم خوب نبود. هنوز خواب و بیداری، وسط یه دنیا سردی بودم.
رفتم سمت شیوا که توی رختخواب هنوز توی عالم خواب و خیال بود. گوشه‌ی پتوش رو کنار زدم و آروم گفتم:
– «شیوا… بلند شو، بریم بیرون.»
شیوا با چشمای نیمه‌باز پرسید:
– «بیرون؟ این وقت صبح؟ کجا؟»
من شونه بالا انداختم، بدون اینکه جوابش رو بدمØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • موسوی نازنین زهرا

    0

    شروع به بازی

    ۲ ماه پیش
  • نمیدونم

    0

    فک کنم کم کم دوباره نرم میشن مهو ا پندارو میبخشه

    ۲ ماه پیش
  • پریسا

    0

    پایان یک عشق وشروع یک بازی

    ۸ ماه پیش
  • نازنین

    0

    حس میکنم پندار پشیمون میشه ولی دوست دارم آخرش یه چیزی باشه

    ۸ ماه پیش
  • الناز

    0

    یسسسسسس اینههههه خوردی پندار جوننننن حالا هستشو تف کن 👌 👏 👍

    ۸ ماه پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    🤣🫠

    ۸ ماه پیش
  • پرواته

    0

    شروع یک بازی هیجانی

    ۹ ماه پیش
  • راضیه

    0

    پایان رابطه

    ۹ ماه پیش
  • نفس

    0

    شروع یک بازی

    ۹ ماه پیش
  • افسون

    0

    فکر نکنم به این راحتی ها باشه پایان یا حتی شروع

    ۹ ماه پیش
  • .a.

    0

    من که خوشحالم بالاخره این مهوا سر عقل اومد. انشالله که از پندار جدا میشه.

    ۹ ماه پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    🫠🤣بیچاره پندار چرا هیچکس دوستش نداره🥲

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    1

    عجب...عشق و عاشقی هم بازی بود...یه جای کار میلنگه

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    احساس می کنم یه چیزی درست نیست به حرف شیوا هیچ اعتمادی نیست

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    3

    خیلی خوب بود وخیلی خوشحالم که مهوا به خاطره حس عشقی که به پندار داره از حقایق چشم پوشی نکرد و نه بهترین جواب بودن برای اونی که حس عشق رو بازی برای حل مشکلات کرده ممنون که توی این شرایط پارت گذاشتید همه وشما مردم سرزمین من سالم وپایدار بمونیم

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️