ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت چهل :
سرم را چرخاندم. با ظرفی در دستانش وارد اتاق شده بود. لباسی فاخر به رنگ سبز روشن پوشیده و موهای آراستهاش از زیر سرانداز خودنمایی میکردند. اکنون که خستگی سفر چند روزه از چهرهاش زدوده شده بود، شاداب و ظریف مانند یک بهدخت واقعی شده بود اما زبانش... زبانش هنوز هم مانند یک سرباز آمادهی نبرد بود تاخنجر بزند. خدمتکاری که پشت سرش آمده بود، کاسهای مملو از آب برای شستوشو برروی میز گذاشت ظر
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Kosar
1دستت طلا سعیده جونم عالی بود😘