پارت سی و نهم :

انتظار داشتم که قلعه‌ی خشاتریا در خود شهر واقع شده باشد ولی از مرکز شهر به سمت کوه بلندی که در شمال شهر واقع شده بود، رفتیم. خانه‌های اطراف قلعه به مرور کم و کمتر می‌شدند و در نزدیکی قلعه جز میدانی بزرگ برای تمرین و جمع آوری سربازان چیز دیگری به چشم نمی‌خورد. ارتفاع قلعه سنگی از شهر بالاتر قرار داشت و تمام شهر زیر نظر خشاتریا بود. در میان خانه های مردم سازه‌ای بزرگ و زیبا را دیدم که تقر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    ته این کل کلا به عشق برسن خوبه 🥹🥹❤️🫠

    ۷ ماه پیش
  • Kosar

    1

    بله منم با نظر ایشون موافقم کاش روز های پارتگزاری دوتا پارت بزارین سعیده جونمممممممم☹️

    ۱ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    دوتا پارت در یک روز امکانش نیست عزیزم ولی سعی می‌کنم پارتهای هدیه بذارم 🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    1

    عالی بود...بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستیم....فقط یک خپاهشی که دارم اینکه اگه میشه هر روزی که پارت داریم به جای یک پارت دو پارت قرار بدید ...چون چنین داستانی اینکه اروم اروم پیش بره از جذابیتش کم میکنه در کنارش شخصیت های زیادی داره که اگه دیر به دیر پارت گذاری بشه باعث میشه فراموش کنیم که کی کی بود

    ۱ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم از لطفتون 🙏🙏❤️ واقعا برام امکانش نیست که دوتا پارت در یک روز بذارم. هرپارت در اینجا معادل چندتا پارت معمولیه و چون شاغلم بعضی روزها نمیتونم بنویسم و باید حداقل چندتا پارت ذخیره داشته باشم که اگر مشکلی پیش اومد، طبق برنامه ریزی که شده در روند پارت‌گذاری خللی به وجود نیاد.

    ۱ سال پیش
کپی شد!