خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت نوزده :
با این فکر، آسودهخاطر پلکهایم را بستم. داروها تأثیرشان را گذاشته بودند. احساس کردم در سراشیبی قرار دارم. سست و منگ در ژرفای خوابآلودگی فرو میرفتم. حال دلپذیری داشتم و در کنارش احساس ندامت. طوری که لذتم به تشویش درآمیخته شد. نمیبایست از تمایل شدیدم پیروی میکردم. باید به روشهای دیگر آرام گرفتن، متوسل میشدم تا بتوانم از این وابستگی جدا شوم و دیگر محتاج نباشم. اگر همینطور پیش م

لطفا صبر کنید...

میم
0احتمالا داروش برعکس عمل کرده که تو خواب،خواب گردی وحتی تغییر شخصیت میده که چیزی یادش نیست 🙏