پارت نود و دوم :

دست‌هایش می‌لرزید؛ ولی نفرت روی نگاهش سایه انداخت. به هر زور و زحمتی بود چشم از صورت وحشت کرده‌ی هاتف گرفت و تیغ چاقو را روی بدنش حرکت داد تا نقطه‌ای را پیدا کند که حداقل آسیب کمتری به او بزند؛ اما امید نداشت که این قاتلی که حالا هویتش را می‌شناخت تا سرتاپای او را به خون نکشد بی‌خیال شود.
بازدم عمیقش را با فشردن نوک تیز چاقو بیرون داد و «بسه لعنتی!» پر حرص هاتف، چاقو تا نیمه در قسمت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    1

    نویسنده جان پارت جدید نمیدی؟

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    نمیدونم چی بگم از یه طرف یاسین حق داره بهنود رو که تمام این ها رو میدونسته و کاری نکرده رو مجازات کنه👀 ولی خب مقصر اصلی هاتف و رفیقاشن

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    هرکسی از زاویه دیذ خودش حق داره و خب بهنود هم‌کوتاهی کرده که داره تاوان پس میذه

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    واقعا مجازات بدی بود برای بهنود علاوه بر بار روانی خانوادشم از دست میده الناز، اون تازه پدر شده بود البته که گناهکاره با سکوتش ...اینحا مقصر ترین هاتفه... یاسین هم حق داره ولی کاش تا این حد برای بهنود پیش نمیرفت

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    چیزی که قاتل میخواد فروپاشی روانی و مقصر نشون دادن بهنود هست و بهش هم داره میرسه

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    چه تاوان بدی😭😭

    ۱ سال پیش
  • Sozi

    1

    به نظرم باربد اون زیر نیست

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    موتور سوار کیه؟پس سهرابی کجاست؟

    ۱ سال پیش
  • نفس ۲

    1

    ای وای از این درد و زجر. بنظرم هاتف نمرد یعنی کاش نمرده باشه نه بخاطر خودش بخاطر بهنود و کاش باربد زنده باشه هر چند شک دارم که پشت موتوری که دنبال کرد باربد نشسته بود یا تهام🫠

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    نه باربد اینکارو با داداشش نمیکنه یعنی میگی یاسین همه چی رو بهش گفته😮میتونه هم درست باشه ها ممنون تا حالا به این صورت بهش نگاه نکرده بودم🌹

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    واقعا هیجانی که این دو پارت داشت خیلی زیاد بود قلبم خیلی تند میزنه🙃

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    وای باربد زنده باشه🤕 اگه بمیره😭

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    بهنوداشتباه کرده درست ولی لایق این چیزهانبود،کاش عدالت همیشه جوری برقراربشه ک ادمایی مثل یاسین پیدانشن تابخوان خودشون تقاص پس بگیرن

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    امیدوارم هاتف نمیره،حالااگه باربد اون تو نباشه چی؟

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    یعنی ممکنه باربد زیر اون خاک تو اون جعبه هنوز زنده باشه ؟🤲👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امیدوارم 🙈

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️