پارت نود و یک :

- علیرضا؟
و با چرخیدن مرد سمت دوربین و دیدن نگاه علیرضا، چیزی در ته ذهن بهنود منهدم شد. همان لحظه فیلم روی دور تند رفت و هر بار که صورت علیرضا به چشم بهنود می‌آمد زخم عمیقی روی پلک‌هایش می‌خورد. لحظه‌ای که پدر علیرضا با التماس از او خواست تا پسرش را نجات دهد. آن عجز و نابودی پدری خسته در نگاهش منجمد شد. فیلم، علیرضایی را داشت نشان می‌داد که لبخند به دوربین می‌زد؛ ولی نگاه مرد داخل فی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    0

    قلمت عالیه عزیزم

    ۶ ماه پیش
  • ثریا

    0

    فکر نمیکردم بهنود هم شکنجه کنه کسی رو هاتف رو بکشه دلم خنک میشه ولی زندگی خودشم نابود میشه 😭

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    چرا یاسین دنبال اونی که فیلم رو گرفته نیست؟ اون کیه؟

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    نه هاتف قسمش نده برخلاف تو بهنود دخترش براش مهمه😩🤧

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    علیرضاخودش فیلم نگرفته،پس کی گرفته؟که باعث شده بااین فیلم ازیاسین یه قاتل عقده ای بسازه

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    2

    وای خدای من 🙊💔🖤خیلی دردناک شد خیلیییی...تف بهت هاتف گند زدی به رندگی بقیه😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دیگه اخر کاره باید تحمل کنیم🙈🥺

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    2

    نمیدونم برا بهنود غصه بخورم یا نه دلم خون شد...بیچاره علیرضا...بیچاره یاسین

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    درد و نفرین 🫠🫠 خودم اینجاهاش خیلی دلم گرفت

    ۱ سال پیش
  • نفس ۲

    0

    به خین کشیدی داستان و چه نظری بدم آخه زنننن

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    به خاطر شما خین و خین ری ب راه انداحتم نظر بدین دیگه😂❤️🙈

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    ای وای علیرضای بیچاره،فکرشو می کردم خودکشی نکرده،فیلمم گرفتن پست فطرتا 😭😭😭🙏

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    به قسمت فیلم خوب فکر کن 🙈🙈ماجرای مرگ علیرضا رو یکم نشون میده

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    اولش دوربین ثابت بود میتونست خودش گذاشته باشه ولی بعدش که بیرون بود دوربین دست یکی بود تا یاسین اومد قطعش کرد

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دوربین دست یه نفر بود و علیرضا هم اون فیلمبردار رو میشناخت و میدونست دلره ازش فیلم میگیره نهایت کمکم در مورد اون قسمت اینه که علیرضا به اجبار کسی خودشو نکشته ولی مجبور به خودکشی شده! میشه یه برداشت دیگه هم از حرف اولم گرفت که…🙈

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    1

    ای بابا چه میشه کرد😢😫

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️