از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت هفتم :
عطا کپی شناسنامهاش را از جیب عقب شلوار جینش بیرون میکشد و آن را تقریبا روی میز میکوبد. عباد با نگاهی خیره و اخمی که میترسد غلظتش را بالا ببرد، تمام حرکات او را زیر نظر گرفته است.
بدون اجازه خودکار عباد را از جا خودکاری خاتم کاری شدهاش برم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

پرنیا
1چقد بچه پررو تشریف داره 🙂😅