غم بار به قلم فاطمه سیاوشی
پارت ششم :
حالا هر صبح که از خواب بیدار میشوم، احساس میکنم دنیا به رنگ سیاه و سفید درآمده. هر صدای ناشناختهای من را به وحشت میاندازد. درونم، مثل یک دلهرهی دائمی، تپش دارد. احساس میکنم مثل یک زندانی درون بدن خودم گرفتار شدم. نمیتوانم فرار کنم. افکار مزاحم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

راز
0بعضی مردا چقد نامردند.اگه مرد ی مشکلی مریضی تو خونه داشته باشه خانما بهتر تحمل میکنن ولی یعنی مردا یا بیشترشون میزنن زیر همه چی و ول میکنن میرن