پارت هفتم :

صبح زود با حس رخوت و سستی از خواب بیدار می‌شوم از دیشب حالم گرفته است زندگی چه بازی پیچیده‌ای هست تا چند ماه پیش من داخل آن رستوران با مهدی می‌نشستم و حالا او با راحله آن‌جا می‌رود آهی می‌کشم و داخل دست‌شویی می‌شوم و دست و صورتم را می‌شویم بعد از ش ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!