افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت سی و دوم :
_مامان خوبم،انشاالله این هفته عمل میشی صحیح و سلامت برمیگردی پیشمون...
اون موقه دیگه سر پای و این حرفا دیگه....
زیر لب،لااله الی الله ای گفت...
بلند شدم و ماچ آبداری روی گونه هاش کاشتم:
_آخیش...خب دیگه بریم مامانم،به امید خدا این آخرین بازیه که توی این خونه با ویلچر میگردی..
مادرم معذبانه لب زد:
_دخترم عزیزم جان مادر،من چطور آخه بیام تا یک هفته خونه ی آقای میثاقیان ب
لطفا صبر کنید...
