پارت هجده :
***
مردد و با دلهره به صفحهی مربوط به پیامک گوشی سادهی مادرش که پس از فوتش بیاستفاده در کشوی دراور ماندهبود خیره بود. چند مرتبه کلمهی «سلام» را تایپ و پاک کردهبود. بابت استرسی که به جانش افتادهبود، دلش پیچ میخورد؛ گویی بچه گربهای در دلش افتاده و به آن چنگ میزد. گوشی را زمین گذاشت و از جایش برخاست، درحالیکه دستان یخ زدهاش را در هوا تکان میداد، لب زد:
- وای خدا! چرا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
..
6خوشم نیومد از پا پیش گذاشتن گونش تا قبل این پارت عالی بود شخصیت ش ولی الان نه
۱ سال پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
درسته. انشاءالله ادامهش رو بخونین و ...
۱ سال پیشاهو
1اینکه بطور پنهانی بهش پیام بده ..اگه یه روزی دستش رو شه چی ؟؟
۱ سال پیشصدف
3یادقدیماافتادم😂
۱ سال پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
😅😅دقیقا هدف این بود یاد قدیم زنده بشه...
۱ سال پیشک..
8این دختر چرا همچنین کرد؟ خوب چه کمکی میخواد بکنه اونم با شماره ناشناس اصلا انتظار این رفتارو نداشتم اونم از گونش
۱ سال پیشراز
6امیدوارم شخصیتش قوی باشه آویزون نباشه راضی ولی عالی هستش خیلی شخصیتش دوس دارم
۱ سال پیشستاره
1آخی مث اون موقع هاکه گوشیاتازه اومده بودچقدرررراین جورپیامازیادبود
۱ سال پیشراز
2چرا اینجوری شد ای دختر چرا اینجوری کردی تو دختر با حجب و حیا آه بدم میاد از آدمای کِ آویزون میشن سَبُک میکنن خودشون
۱ سال پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام دوستان ممنون از نظراتتون. گونش قصد کمک داره و نمیخواد آویزون باشه. اما بلد نیست چطوری کمک کنه و از سر سادگی کارایی میکنه که شخصیتش بد جلوه داده میشه😊
۱ سال پیشپری
1خب داستاداره شروع میشه. نویسنده عزیز عالی بود فقط یکم پارت طولانی تر بزارین دلمون آب شدددد
۱ سال پیشبی نام
6نکن تورو خدا دختر این چه کاری بود😫😫 بنظرم تو این جور رابطه ها که یکی پولدار و یکی فقیره اونم وقتی دختره فقیره به هیچ عنوان نباید اول عاشق میشد بنظرم برا خودش همه چیز سخت میشه
۱ سال پیشثریا
3وایی دختر این چه کاری بود😩😂
۱ سال پیشآتوسا
10چرا واقعا همچنین کاری کرد!!
۱ سال پیشم.ر
8چه کاری کرد از اون مظلوم بودن بعیده☺️
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

م
1از گونش بعید بود اما فکر نمی کردم علیسان حوصله جواب دادن داشته باشه 😮