پارت بیست :

سرش را بالا آورد و خواست دهان باز کند که دستم را جلوی صورتش نگه‌داشتم و با بغض و رنجش در چشمانش خیره شدم:
- کاش می‌دونستی کسی که هر بار اشتباهت رو می‌بخشه و یه شانس دوباره بهت می‌ده، همون کسی هست که هیچوقت باهات قهر نمی‌کنه... اما اگه بره... میره که بره!
کلافه و همراه با لحنی طلبکار جواب داد:
- زبون آدم نمی‌فهمی نه؟ می‌گم من اعتیاد ندارم.
به تأیید سر تکان دادم.
- می‌دون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    آستاتیرا جان برای دوشنبه پارت نذاشین ؟انشاالله که مشکلی نباشه ،شما یکی از منظم ترین نویسندگان رمان های آنلاین هستید ،تعجب کردم از نداشتن پارت ،ممنونم نویسنده جان

    ۳ سال پیش
  • آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان

    سلام عزیزم سال نوت هم مبارک اره واقعا وقت نشد ولی برای جبران دو پارت امروز آپدیت میشه

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️