خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت شانزده :
سهپایه را روی تراس، در کنار گلدانهای سفالی و رنگارنگ شمعدانیها نهادم و بوم را روی آن، بعد نگاه در ساحل گرداندم. خوشبختانه اثری از دخترک و خانوادهاش نبود. حلقهی پیشبندم را دور گردن انداختم و گره به بندهایش زدم. با نوک روفرشی خرسیام، نرم و بازیگوش شکم حنا را قلقلک دادم. هدیهی تولد یازده سالگیام، صدایی معترض از خود درآورد و با کمی فاصله گرفتن، خمیازهای کشید و دندانهایش را
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م.ر
0اتفاقا در مورد پروانه همین اعتقاد داریم 🥹