پارت هجده :
آمنه برایم گلهای فرش را مشخص می کرد و من گره میزدم؛ البته چون زیاد در کنار او و سعید فرش بافته بودم حالا خودم تشخیص می دادم که کجا را با چه نخی گره بزنم و از روی نقشه می توانستم ببافم اما ترجیح می دادم آمنه برایم مشخص کند تا اشتباهی نکنم.
شب وقتی سعید از سرکار برگشت توجهش به قالی جلب شدو کنار دار قالی رفت.
بعد هم به سمت من برگشت و سئوالی نگاهم کرد
ـ امروز با آمنه جان چند رجی بافتی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

دنبننب
0تنفسی پفنحف