پارت چهارم :
مامان دیگه داد نزن
به دروازه قدیمی خانه خیره شد ... کلید را درون قفل انداخت اما در باز نمیشد.... قفل هم مانند خانه قدیمی شده بود... با تکان محکمی در را باز کرد.
قدم به حیاط خانه گذاشت، خاطرات کودکی جلوی چشمانش ظاهر ش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

دستمرد
0بدترین حس را بمن القا کرد چون خودم اعتیاد دارم.