پارت هشتاد و چهارم :

دوربین با بی‌رحمی تمام نمای نزدیکی از محتوای داخل کیسه را نشان می‌داد. چیزی که داشت واضح از صفحه نمایش تا عمق نگاه بهنود را خراش می
انداخت به طرز وحشتناکی نمایان کننده اعضای بدن انسان بود و برای اولین بار نگاه سهرابی را باریک کرد که عصبی انگشتانش روی پیشانی‌اش نشست.
رد بریدگی از قسمت آرنج بافت‌های گوشتی تازه داشت و اگر یک پزشک قانونی می‌خو‌است زمان به قتل رسیدن را اعلام کند ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • A-a

    0

    عالی بود وفکر میکنم حقایقی در بر داشت خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم سلامت باشی❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • فخری

    0

    سلام و عرض ادب خدمت شما نویسنده محترم واقعا قلمت حرف نداره عالیه عالی اگر بخواهیم حرفی بزنیم دیگه نمک نشناسیه.پارتای طولانی چی از این بهتر واقعا خسته نباشی عزیزم قلمت مانا❤❤🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    سلام عزیزدلم روز قشنگی داشته باشی. ممنونم بابت نظر قشنگت❤️❤️🥰 نفرمایین دور از جون شما و بقیه خواننده های گلم❤️😘 من با دوستان راحتم خواننده ها هم همینطور اگر واقعا مورد ازار دهنده‌ای باشه حتما باید بگین من دوست دارم موقع خوندن رمان حس رضایت داشته باشید و لذت ببرید ❤️❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    واقعا نمیتونم حدسایی که دارم رو بگم ولی بهنود کاش براش درس عبرت میشد همون بار اول که پنهون کاری کرد و اون اتفاق افتاد بعد اون دیگه چیزی رو قایم نمیکرد همیشه یه چیزایی میدونه که نمیگه😔🙄

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اگر بهنود همون موقع بگه من چه جوری رمانو ادامه بدم🙈نه جدای از شوخی واقعا تو چنین موافعی انقدر استرس ادم زیاده که خیلی چیزا فراموش میشه چه برسه به این ماجراها

    ۱ سال پیش
  • دلیا

    4

    یعنی عالی تر از عالی اصلا مگه میشه با حل کردن معماها بلزم معما درست کرد؟ من هربار تمام حدسام سوخت میشه و پراااام میریزهههه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم از نظر قشنگت❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    من آخر داستان رو متوجه نشدم یحیا زاده چی میگه؟

    ۱ سال پیش
  • نفس یک

    0

    فکر کنم میگه قاتل ادما رو از قبل شکنجه میکشه و فیلم الکی نشون میده 👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    0

    اها مرسی عزیزم از توضیحت

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    عالیه به خدا حرفمون نمیاد انقدر عالیهه یعنی ذهنم درگیره موندم چی بگم دست مریزاد👏👏❤️❤️🥰🥰

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    1

    هنوز پارت رو کامل نخوندم ولی واقعا حالم بد شد واقعاااااا.انقد همه چیز رو با جزییات گفتی وانقد واضح بود که انگار داشتم میدیدمش وانگار خودم اونجا حضور داشتم که این نشان از قلم خوب شماست...کاش بهنود همه چیز روبگه کاششش...کاش درو کامل میبست الان تهام میفهمه و یه گند دیگه میاد رو یه بازی جدید

    ۱ سال پیش
  • بهار

    1

    حاجی برگاممم پس چرا از حس های بهنود هیچی ننوشتییی که ما بدونیم فمیده برای کی بودهههه این که خیلی گشت دنبال قاتل دوباره پرونده کوفتیا رو چک کرد چرا

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    فکر میکنم اونجاش ک گفت در اتاق نیمه بازبود نکته دارع،شاید سهرابی عمدا تهام رو دعوت کرده واینجوری خواسته عکس العملش روببینه

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    این یعنی همون اوایل که رفتن گاراژ جسد پیدا نکردن این احتشام مالک اونجا کشته شده بوده پس چطور بهنود میگه اگه همه چی رو می گفت اون کشته نمی شد هرچند اگه پنهانکاری نمی کرد قاتل تاحالا شناسایی شده بود 👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    تازه گرم شده بودم داشتم حرف های یحیازاده رو میشنیدما🤧 قلمت عالیه گلم🎇🥰

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    چه جای حساسی هم پارت رو تموم کردی 😕😅

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️