هوده به قلم مهدیه سجده
پارت هشتاد و سوم :
کلید را داخل قفل برد و در را باز کرد، الناز را داخل راهنمایی کرد و سکوت خانه روی دل پر بغض الناز سنگینی کرد. دوست داشت مادرش اینجا میبود، بردارهایش خواهرزادهشان را در آغوش میگرفتند و پدرش نوهاش را بیشتر از غرورش دوست میداشت؛ اما نشد!
بهنود کریر نوزاد را کنار مبل گذاشت و به الناز نگاه کرد که چه طور وسط خانه ایستاده و به سکوت جنون آورش خیره شده است. همانطور خیره او بود که الن
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
🙈🙈❤️ببخشیددد
۱ سال پیشبهار
2اخرش مارو دق میدی با این کارات یه روز تهام قاتله یه روز ارش قاتله یه روز بهنود یه روز این یه روز اون دیگههه نمیکشممممم دیگههه نمیکشمممم 😫😫
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ببخشیدددددد🫠🫠🫠قولللل میدم زودتر به سرانجام میرسونمش و راضیت میکنم🙈🙈ولی کیف نمیده؟ هر لحظه حدسات عوض میشه؟ 😂🤪
۱ سال پیشبهار
0اخه چرا باید کیف بده مهدیه جانمممم 😂دلم میخاد کله خودمو و بهنودو اون پدر زن مونگولشو بکنم تموم شه بره
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دیگه از اینجای رمان چون وارد یک سوم نهایی رمان شدیم هرچی من بذارم یه جاش حساس تموم میشه😂😂
۱ سال پیشSozi
0نه حاجی کیف نمیده😂😑من نه تنها حدس جدیدم نمیاد بلکه تموم حدس های قبلی هم داره سوخت میشه🤦🏻 ♀️
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ای بابا طاقت بیارین فعلا از اینجای رمان هیجانش دوبرابر میشه🤭❤️
۱ سال پیشاهو
0واییییییییییی آره راست میگی من هم 🤯
۱ سال پیشاکرم بانو
1تهام دیگه چکارمیکنه اونجا
۱ سال پیشدلی
0من عاشق این همه معماهای. جدیدم یعنی رمان یه طور خاصی جلو میره که نمیشه حدس زد چی میشه
۱ سال پیشم
3تهام دیگه اینجا چکار میکنه،اینم کار خودشه،جز تهام یا آرش کی میتونسته به گوشی بهنود دسترسی پیدا کنه 🤔👏👏
۱ سال پیشSozi
2قاتل به راحتی میتونسته به گوشی بهنود دسترسی پیدا کنه،کم خِفت اش نکرده،ماشالا هربار هم که بهنود غش میکرده لم و لمس میوفتاده یه گوشه😑
۱ سال پیشSetareh
2یعنی بالاخره اینجای داستان قضیه مشخص میشه؟...فکر نمیکنم اون پیامکا کار تهام باشه، نمیدونم واقعا گیج شدم ...ولی تهام اینجا چیکار میکنه همه جا یه ردی ازش هست
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
یه چیزایی مشخص میشه که معاماهای اول رمان رو جواب میده اما شخصیت قاتل و هدفش اخرین پارتا معلوم میشه
۱ سال پیشفاطمه عطایی
1نویسنده جان تورو خدا تولیف مارو مشخص کن . مروبم از این همه گَنگ بودن رمان😊
۱ سال پیشثریا
2آرشم که همش می اومد دفتر بهنود ولی ممکنه کار آرش و تهام نباشه شاید کار یکی از مراجعین بهنوده که چند لحظه تو اتاق تنها بوده؟
۱ سال پیشثریا
2باز سهرابی یه چیز جدید پیدا کرد اولین نفر به بهنود شک کرد🤧😂
۱ سال پیشثریا
2ممکنه گوشی رو هک کرده باشن یا تهام برداشته پیام داده🤨
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دلی
0والا انقدر نظر گذاشتین مردیمممم نویسنده به ما رحم کن