پارت هفتاد :
یک روز بعد از سال تحویل بود. هوا معتدل بود و باران ملایمی پنجرهی ماشین را به نرمی نوازش میکرد. آذر کنارش در ماشین نشسته بود و با لبههای لیوان لاتهای که برایش گرفته بود بازی میکرد. نفس عمیقی کشید و گفت:
- حال مامانت بهتره؟
آهی کشید و شانهای بالا انداخت. اگر میخواست حال دقیق مادرش که گاهی خوب بود و همهچیز یادش میرفت و گاهی یادش میافتاد و مانند دیوانهها شروع به گر
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آذر
0نههههههه مراسم خواستگاری و ازدواج چی نویسنده؟؟؟😭
۱۱ ماه پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
کش دادن الکی داستان بود. 🥹 این دوتا بچه به این زودیها اوضاعشون اوکی نمیشد که به اونجا برسه ماجرا:(
۱۱ ماه پیشاهو
1سلام عزیزم خسته نباشی گلم واقعا عالی بود دستت دردنکنه🌺🌺🌺🌺🌺🌺
۱۱ ماه پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
خیلی ممنونم از توجهتون خوشحالم دوست داشتید 🤍
۱۱ ماه پیشاهو
1🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
۱۱ ماه پیشاسرا
1سلام مریم بانوامیدوارم رمان جدیدشروع کرده باشی۱ماه استراحت مناسبی🙏😁💋
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. حقیقتش نه، هنور حتی این رمان هم نتونستم ویرایش کنم🥲😂
۱ سال پیشاکرم بانو
2عالی بود،خدا قوت،یک عاشقانه ی اروم در دل معماهاو هیجان ها👏👏👏🌹🌹🌹
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
خیلی ممنونم از حضورتون و اینکه با نظراتتون انگیزهبخش من بودید برای ادامهی داستان. امیدوارم لذت برده باشید.🤍
۱ سال پیشسمیرا
1بینهایت قشنگ مریم جان خسته نباشی واقعا قلمت مانا امیدوارم برگردی و با داستان های دیگه بترکونی این داستان لایق دیده شدن خیلی زیاده واقعا قوی و تاثیرگزار بود مرسی ازتت🥹🤍
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
ممنون از شما عزیزم لطف دارید به من. در مورد رمان بعدی که قطعا معمایی خواهد بود؛ ولی فعلاً نمیتونم قولی برای نوشتن بدم. ممنون از همراهیتون🤍
۱ سال پیشسمیرا
0ما منتظر رمان های بعدی میمونیم ایشالله این رمان هم چاپ بشه و بترکونه⚘️🙏
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
🙏🙏💚💚
۱ سال پیشFatemeh
1خسته نباشید واقعا یکی از بهترین هایی بود که خوندم قلمتون مانا🩷
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
مچکرم و ممنون از همراهیتون🩵
۱ سال پیشم.ر
0ممنون بانو این رمان نشون داد ما هم اشتباهاتی داریم ولی می توان جبران کرد
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
🩵🩵🩵
۱ سال پیشAban
0عزززیزم خیلی خیلی خسته نباشییی🙃بینهایت لذت بردم💗💞 امیدوارم سعادت این رو داشته باشم زندگی های که مینویسی رو بخونم و کیف کنم😍🥲❤️
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیتون عزیزم. منم امیدوارم سعادت همراهی شما در رمانهای دیگهم رو داشته باشم. 🌿
۱ سال پیشسارا
0ممنون نویسنده عزیز همیشه موفق باشی و بدرخشی😘🙏🌸
۱ سال پیش
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
همچنین عزیزم. 🌿
۱ سال پیشسارا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

مریم دولتیاری | نویسنده رمان
خیلی ممنونم از نظرتون. خوشحالم که رمان رو دوست داشتید خودم هم همهی تلاشم بر این بود که حاشیهپردازی و اطناب بیهوده نداشته باشه رمان. ممنون از همراهیتون🩵
۱ سال پیشسمیرا
0چطوری انقدر خوب مینویسیییی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یاس
0قشنگ بود و جالب