چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت صد و پنجاه و هفتم :
وکیل ساحل برخلاف وکیل مهیار جوان بود و صدایش منعطف. واژههایش شبیه تیغی بود که سینه را میخراشید.
- با کسب اجازه از ریاست محترم دادگاه؛ مطابق مواد ۲۲۴ و ۲۳۱ قانون مجازات اسلامی و آرای وحدت رویه دیوانعالی، صرف نبود مباشرت در قتل مانع از مسئولیت کیفری نیست؛ بهویژه اگر ادله به سطح معاونت یا تحریک رسیده باشد؛ گرچه برای قتل رأی قطعی صادر نفرمایید، شاکی بنده، سرکار خانم ساحل سعادت، ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حنانه بامیری | نویسنده رمان
عزیزید. ممنونم از شما که مخاطب داستان منید
۱۲ ماه پیشsky
0معذرت که نظراتم طولانی شد و سوالام زیاد بود عزیزم ولی خیلی درگیر رمان زیبات بودم این چندوقته😅
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
اختیار دارید خیلی ممنونم ممنونم که انقدر با ریزبینی رمان رو میخونید
۱۲ ماه پیشsky
0اما دادگاه فقط به زندان و ۳۰ ضربه شلاق رای داد.. 3. پارت قبلی مهیار اعتراف کرد مجبور به حذف ماهان و سایه شده.. یعنی صددرصد در ق.تلشون دست داشته! تازه با صحنه سازی خواسته قتل ماهان رو گردن کسری بندازه و حتی توی زندان ادم اجیر کرد که اونو بکشن!! اینا برای دادگاه کافی نیست که میگه ادله کافی نداریم؟!
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
وکیل مهیار این حرفو زده بود برای دفاع از موکلش. ولی درباره حکم دادگاه حتماً اصلاح میشه ممنونم به خاطر دقت بالاتون
۱۲ ماه پیشsky
0خسته نباشی خانون بامیری جان❤ فقط من چندتا سوال دارم.. ۱. اون مردی که از ساختمون افتاده بود پایین بهمن بود؟ اگه اره پس اونی که با بچه اون گوشه کنارا قایم شدت بود کی بود؟ترسش به شخصیت مهیار نمیخورد اخه! ۲. مگه جزای *** در صورت تایید پزشکی قانونی و رضایت ندادن شاکی، اعدام نیست؟
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
سلام ممنونم که انقدر حواستون به جزییات داستان هست. اون یه فلش بک به خود بهمن بود که به قبل از قتلش اشاره داشت. بله حکمش اعدامه ولی حبس تعزیری براش بریدن و در واقع این حکم جنبۀ سمبولیک نسبت به جرایم مرتکب شده داشت.
۱۲ ماه پیشفاطی
0دیدی وقتی نم نم بارون میاد دوست داری بری قدم بزنی..هوای سرد و به ریه هات بفرستی و به بخاری که از آن خارج میشود نگاه کنی.به جلو قدم بزنی و به آسمون پرستاره نگاه کنی و به دیدار یار قدیمی بروی.
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
چه زیبا و شاعرانه
۱۲ ماه پیشفاطی
0روزهای خوب مانند خندیدن در هنگام سوار شدن بازی های پارک..شام خوردن در کنار خانواده و دورهمی ساده و دلچسب
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
بله دقیقا
۱۲ ماه پیشمحیا
1قسمتای حقوقی خیلی خفن بود؛ آدم رو از دنیای رمان دور میکرد. انگار واقعاً داخل دادگاه نشستیم و دو تا وکیل دارن حرف میزنن و قاضی حکم میده. عالی بود ممنون
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
ممنون از نگاه شما عزیزم
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
0خداروشکر،فقط خداکنه مهیار ازاد نشه...
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
نه دیگه براش حبس بریدن
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

sky
0خیلی ممنونم که برای نظرات مخاطبینتون اهمیت قائلید و با حوصله به تک تکشون جواب میدین🙏💝