چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت صد و پنجاه و ششم :
***
ساحل اضطراب داشت؛ با هر گامی که برمیداشت، نفسش میسوخت و قلبش بیوقفه به تپش میافتاد. کسری شانهبهشانهاش راهروی طویل دادگاه را طی میکرد. خاطرات روزهای گندِ گذشته شبیه باتلاق کثافتبسته در خاطرش زنده شد. حالا نه متهم، که شاکی پروندۀ زنش بود و همکار زنش. حالا میتوانست آنجا بایستد و در برابر چشمان بیحیای مهیار اعادۀ حیثیت کند.
- نفس عمیق بکش ساحل. آروم باش.
ش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

حنانه بامیری | نویسنده رمان
بله متاسفانه به زبان خلاصه: قتل مهیار ثابت نشده و موضوع انتقال زمین به حشمتی از نظر قانونی مدرکی نداره و فقط با شهادت چند نفره
۱۲ ماه پیشترنم
0آی مهیار چیکار کردی چند تا خانواده رو به خاطر این کار نابود کروی فقط به خاطر اینکه خودتو به ماهان ثابت کنی😒
۱۲ ماه پیش
حنانه بامیری | نویسنده رمان
بیشتر جنایتکارا و تبهکارا متأسفانه به خاطر همین عقده های کودکی دست به چنین اعمالی میزنن.
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0یه حسادت کودکانه چه نتایج وحشتناکی داشت... این قانون و بنداو تبصره هاش چه پیچیده ان،من ک نفهمیدم وکیله چی گفت...