به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت صد و ششم :
می دانم پریماه از من متنفر است، از آن شب که مادر خواستگارش مرا به جای او پسندید، از من کینه به دل گرفت.
جوابش را نمی دهم و با بشیر قصد رفتن می کنیم که مادر ادیب جلو می آید.
حس می کنم او هم می خواهد مثل پریماه زخم زبان بزند، اما...
دست دور گردنم می اندازد و پیشانی ام را می بوسد و بعد در حالی که شالم در اثر این بوسه نامرتب شده بود را مرتب می کند، می گوید:
ـ تنهای زنی که تونست پسرمو ت
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
2یعنی حتی سرطان می خواهدگردنش بندازه😡🙏