به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت صد و سوم :
ـ از شانس تو، همه ی روش های من و بابات اشتباه بود.
ـ اومدیم و باور کردم از روی بی تجربگی اون بلا ها رو سرم آوردین، دلیل اینکه می خواستین بچه هامو ازم بگیرین چی بود؟
مادر کلافه دستی به دستمالی که دور سرش پیچیده است، می کشد.
ـ من از مادر بزرگت متنفر بودم. توام همش می رفتی طرف اون، دلم نمی خواست پیش اون باشی.
حرف هایش برایم قابل هضم نیست، آن قدر حرف هایش غیر منطقی است که حتی نمی ت
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
3می دونستم می خواد اینارم بندازه گردن ژرفی،با چه رویی بی وجدان می خواستی ارثیه ننه رو بخوری ؟😡🙏🏻🖤