خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت چهارده :
_ تشریف میبرین؟
_ بله.
_ اگه اجازه بدین، همراهیتون میکنم. موضوعی هست که باید تنها باهاتون در میون بذارم.
هومن به تأکیدش روی کلمهی پوزخند زد. چشمانم گرد شد. نوید از گوشهی چشم، منزجرانه نگاه در سراپایش گرداند و چند ثانیه به جای بوسهام روی لباسش خیره شد. صورتم داغ شد. نوید برافروخته نگاه از او گرفت. هومن که به هدفش رسیده بود، متواضع گفت:
_ مواظب خودت باش، عشقم. گوشیتم ر
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م.ر
0یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست