پارت شصت و سوم :

جلوی آینه از حرکت ایستاد و خودش را برانداز کرد. موهای آشتافه‌اش به هر سو متمایل بودند. دو دکمه‌ی لباس سفیدش را باز کرده بود چون احساس خفگی می‌کرد. شلوارش هم سیاهی شب را فریاد میزد و دلگیر بود. لبش را خشمگین گزید و از توی آینه به پرتو خیره شد. دخترک با چشم‌های خیس حواسش نزد آوید بود.
- حالا بعد اون‌همه زحمت و شب بیداری و جنگ اعصاب، ببین کارم به کجا رسیده که باید بخاطر چیزایی که خودم تا

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهراz

    0

    ،💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی

    ۹ ماه پیش
  • اسرا

    1

    آویدوقتی عصبی میشه مغزش ازکارمیفته وآروم شدتازه مغزس بکارمیفته🙏😁

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه همه همینطورن. بعدم میگن ما نگفتیم

    ۹ ماه پیش
  • Alireza

    1

    آخی زیرزیرکی حواسش بش هست بازم جای شکرش باقیه

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بنظرم هر دوتاشون حق دارن اینجور حرف بزن باهم،پارت قشنگی بود دستتون درد نکنه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم.

    ۱ سال پیش
  • فاطمه آل علی

    1

    پارت لطفا نزارین خمار بمونیم دمتون خیلییییی گرم❤

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سعی می کنیم دوست عزیز

    ۱ سال پیش
  • سحر

    1

    عالی بود لطفاً پارت بعدی

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    واقعا دلم گرفت باز هم زنها قربانی شدن بی پولی ووجود بیماری مادر پرتو باعث قربانی شدن آن شد فکرم بیشتر همون هست که هیچ پولداری لطفی نمیکنه تا وقتی که منفعتی در آن نباشه وتا آخرین سود رو میگیره

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    واقعا بی پولی بدترین بلاییه که می‌تونه سر یک نفر بیاد مرد و زن هم نداره

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بخوایم واقعی و منطقی بهش نگاه کنیم اینکه اون پولدار هم برای به دست اوردن اون زحمت کشیده می دونی چی می خوام بگم؟

    ۱ سال پیش
  • Leila

    1

    ممکنه اینهه ثروتم از دست آوید دربیادو خودشم مثه پرتو بشه 😏

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    چقدر خرفش توهین آمیز و بیشعورانه بود،یه روز توهم ممکنه همه ای ثروت رو ازدست بدی وهیچی نداشته باشی یا حتی بااین همه ثروت چنان نیازمند کسی یاچیزی بشی که با هیچ ثروتی قابل خریدن نباشه،شاعر می فرماید ؛ به مالت نناز که به شبی بنده به حسنت نناز که به تبی بنده 🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    شاعر چه زیبا مینوازد

    ۱ سال پیش
کپی شد!