پارت نود و ششم :

از اینکه با همین حرکت کوچک باعث عوض شدن حال بشیر شده ام شیطنتم گل می کند و اینکه وقتی کنار بشیر بودم، آن قدر خوددار بود که احساس امنیت می کردم و از عاقبت کاری که کرده بودم، ترس به دلم نمی افتاد.
گاهی آرزو های آدم خیلی دیر تبدیل به واقعیت می شود و از زمانی که ذوق آن را داشته ای زمان زیادی می گذرد، اما این مساله باعث نمی شود از برآورده شدن آرزویت حس خوبی نداشته باشی.
سینی چایی را روی می

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    نه به اون همه عجله نه به این تردید و مدت کم،البته تردیدش بخاطر گذشته سخت خودشه نه بشیر 🥺🙏🏻💙

    ۸ ماه پیش
کپی شد!