پارت نود و سوم :

سپس مشت گره‌کرده‌اش را به صورت آریا کوبید و فریاد کشید:
- مقصر تو بودی که دریا زیر خاک خوابیده! مقصر تو بودی!
نهال با وحشت به صورت سرخ از خون آریا نگاه کرد و بی‌طاقت فریاد کشید:
- عماد!
سوی عماد که حالا به طرف آریا حمله می‌کرد دوید و دستش را کشید.
- ولش کن!
عماد بی‌توجه به نهال با حالی آشفته روی علف‌های نم‌دار قدم برداشت و دوباره فریاد کشید:
- تو دو سال همه رو بازی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • sky

    0

    گفففففتم کار آریا بود😳

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    2

    خدا لعنتت کنه مرتیکه،،، روانی مون کردی ی بار محض رضای خدا راستشو بگو دیوانه

    ۱ سال پیش
  • دلارام

    0

    اعتراف کرد واقعا یعنی کار آریا بوده ؟ نکن این کارو با من رفیق😂

    ۱ سال پیش
  • راز

    1

    پس بلاخره اعتراف کرد میخواست خودشو با حال بد نهال تبرئه کنه ولی نتونست

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️