پارت نود و دوم :

نهال با نگاهی مات به آریا نگاه کرد و دم نزد. آریا همان طور که به دختر نزدیک‌تر می‌شد، تایی به ابرو نشاند و دوباره دهان گشود:
- می‌دونی توی این دو سال به چی فکر می‌کردم؟
مکثی کرد و خودش جواب سوالش را داد:
- به این که کاش همون شب عماد رو کشته‌بودم!
عماد با خشم سوی آریا هجوم برد و فریاد زد:
- همین کار هم کردی کثافت!... اگه چیزی توی اون سینه‌ی خالی‌ات خنک میشه، میگم که همون شب Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    عوضی عوضی عوضی ،داره نهال رو بیمار جلوه می ده تا بگه حرفاش توهمه،عوضی روانی 😡

    ۹ ماه پیش
  • sku

    2

    چه عوضیه این آریا😠 داره از وضعیت روحی نهال سواستفاده میکنه

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    این حال بد روحی نهال و عذاب وجدان آریا منو خیلی دوبه شک کرده😫😫

    ۱ سال پیش
  • راز

    1

    معلومه ک آریا دریا رو کشته با عموش، چون نهال حال روحی خوبی نداره داره از حال بدش سواستفاده میکنه ک تو دیوانه ای و هزینه میگی

    ۱ سال پیش
  • دلارام

    1

    شتتتتت ، من الان هیچ چیزی نمیتونم بگم شک بهم وارد شد حالا نه میشه فهمید چی راسته چی دروغ هرچند بازم بنظرم یک قتل بوده ، مرسی گذاشتیم تو خماری رفیق😂 قلمت بیست بیسته❤️

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️