حکومت زنان به قلم مبینا ترابی
پارت هجده :
دستم را به سوی درب دراز کردم، انگشتانم به آرامی روی دستگیره سرد فلزی لغزید. درب با صدای ناهنجاری کشیده و قدیمی باز شد، صدایی که گویی سال ها بود کسی به این اتاق پا نگذاشته بود. باد تند بهاری پرده های سفید بالکن را به رقص درآورده بود، مانند اشباحی که در هوا موج می زدند.
قدم های آهسته ام روی پارکت های چوبی قدیمی خانه صدا می کرد. چشمانم بی اراده به سمت آن برگه های مرموز روی دیوار کشیده
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

افسون
0مرموز و نفس گیر