هیچ کسان 5 (روح لکه دار) به قلم sober
پارت بیست و سوم :
ساعت از دوازده شب گذشته بود و برخلاف هر شب،مسعود هیچ اصراری برای خاموشی زودهنگام و خوابوندن زورکی ما نداشت.از ساعت یازده تلویزیون داشت یه فیلم ایتالیایی خانوادگی خیلی بیخود پخش میکرد که هیچ نکتهی جذابی هم نداشت ولی مسعود و سورن با اشتیاق داستان رو دنبال میکردن و مدام دربارهش حرف میزدن.از وقتی حامی اون خبر رو بهشون داده بود به طرز عجیبی روحیه گرفته بودن.حسابی شاد و شنگول
لطفا صبر کنید...

لایف
0زودتر ترسناکش کن