پارت بیست و دوم :


از حامی پرسیدم: «نکنه داروین مریض شده؟ آخه اون همیشه‌ی خدا حال و حوصله داشت!»
حامی: «نه،مریض که نیست فقط جدیدا یه‌کم بی‌اعصاب شده.»
«جدیدا همه بی‌اعصاب شدن.» خندیدم ولی همه خنثی نگاه‌م کردن.خیلی وحشتناک بود.
حامی: «بگذریم.دو سه روز پیش بهم زنگ زدین،منتها نتونستم جواب بدم.معذرت می‌خوام چون بدجور گیر بودم.گفتم امروز بیام یه سر بهتون بزنم و چیزایی که فهمیدم رو باهاتون به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهان

    0

    خانم نشاط واقعا کارتون عالیه، من عاشق این رمانم من هنوز به فصل شیش و بقیه پارتا نرسیدم ولی امیدوارم توی داستانتون بیشتر راجب اون قاتل سریالی که توی فصل سه بود حرف بزنید که اون چی میشه، ایا اتفاقی براش میوفته یا پریا چی میشه، یا بین مادر هاموس و بهراد چه اتفاقایی میوفته؟؟ خیلی دوست دارم اینارو بدونم

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اون قاتل سریالی اواخر جلد ششم برمی‌گرده پیش بهراد

    ۷ ماه پیش
  • Azab elahi

    0

    آهاااااا تهش بهراد با بهنانه ازدواج میکنه؟!!! اینکه گفتید خیلیا ازش متنفر شدن😥🤔

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه ازدواج نمی‌کنه.

    ۷ ماه پیش
کپی شد!