پارت بیست و دوم :

«لطف رو ولش کن.اینی که می‌گم یه دستوره! از الان به بعد هر وسیله‌ی مربوط به قِر و فِری که پیدا کردی لطفا با من به اشتراک نذار! داری ذهنیّتم از مسعود رو متزلزل می‌کنی.»
دوباره خندید و گفت: «باشه.فقط می‌خواستم ثابت کنم من تنها کسی نیستم که به ظاهرش اهمیّت می‌ده.»
گفتم: «باشه بابا.تو تنها سوسول جمع نیستی.»
تمام روز مشغول جمع کردن وسایل بودیم و به جز یه سری چیزها که مطمئن بودیم مسع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لایف

    0

    شهصیت سورن رو دوست دارم

    ۱ سال پیش
کپی شد!